هادى الوندى
32
سرو قامتان ، نگاهى به زندگى اجتماعى ، سياسى و علمى آيت الله العظمى شهيد سيد محمد صدر ( قده ) ( فارسى )
تقيّه شديد ؛ چون هر لحظه ممكن بود قصد جانش را كنند . رژيم خونخوار صدام ، هرگونه حركتى را كه احساس مىكرد شايد منافعاش را به خطر اندازد ، در نطفه خفه مىكرد ! « 1 » مراسم عزادارى سالار شهيدان ابا عبدالله الحسين ( ع ) و ديگر مراسمهايى كه در اعياد و وفيات ائمه اطهار ( عليهم السلام ) رايج است ، مطلقاً ممنوع بود و اگر مراسمى برگزار مىشد ، كاملًا مخفيانه بود . رژيم بعث تمامى صحنهها را از حضور علما و مردم متدين خالى مىكرد . مردم متدين و علما يا مهاجرت كرده بودند و يا توسط رژيم بعث روانه زندانها شده و اعدام مىشدند . در اين اوضاع و احوال سيّد شهيد وظيفهء خويش ديد كه براى احياى اسلام و مذهب اهلبيت عصمت و طهارت ( عليهم السلام ) و تجديد حيات حوزه و نجات ملّت مظلوم عراق ، مسئوليت خطير مرجعيت را بپذيرد . اين در حالى بود كه مىدانست سرانجام اين مسئوليت ، شهادت خواهد بود . همچنين خوب مىدانست كه رژيم بعث در صدد سوء استفاده از مقام مرجعيّت بوده و نهايت تلاش خويش را در جهت انحراف اين مسير به خرج مىدهد . در اين باره يكى از دوستان « 2 » مرحوم آيتالله سيّد حسين بحرالعلوم ( قدس سره ) ( از نوادگان علّامه بحرالعلوم ؛ عالم و عارف بزرگ زمان خويش ) مىگويد :
--> ( 1 ) . بدون واسطه از استادم به نقل از يكى از دوستانش كه مدّتى در زندان بعث زندانى بود ، شنيدم كه مىگفت : روزى تعدادى دانشآموز نوجوان را به زندان آوردند كه شديداً مورد شكنجه واقع شده بودند . از علّت حادثه كه جويا شدم ، معلوم شد يكى از آنها در خواب ديده كه به همراه دوستانش اسلحه به دست گرفته و مىجنگند . صبح در مدرسه خواب را براى همكلاسىها بازگو مىكند . ماوقع سريعاً به استخبارات عراق منتقل مىشود . آن دانشآموز و تمامى دوستانى كه در خوابش بودند دستگير شده ، مورد بازجويى و شكنجه قرار مىگيرند كه در نهايت كودك بىنوا به جرم همان خواب اعدام مىشود و ديگر دوستانش نيز به جرم يارى او در خواب ! محكوم به مرگ مىشوند و مظلومانه به شهادت مىرسند . ( يادداشت مؤلّف ) ( 2 ) . در اثناء كتاب گاهى ديده مىشود نقل قولها به صورت ناشناس آمده است . اين به آن خاطر است كه به دلايل امنيتى بسيار شديدى كه آن زمان حاكم بوده است ، مؤلفان از آوردن اسامى كاملًا پرهيز مىكردند و چه بسا از اشارات شكبرانگيز نيز پرهيز مىشد كه مبادا دستگاههاى امنيتى صدام حساس شوند . البته اين افراد نزد خواص و مؤلفان كاملًا شناخته شده بودهاند . طبيعتاً ما نيز از منابع نوشته شده در آن زمان استفاده بردهايم كه باعث شده برخى اسامى ناشناس باقى بمانند ؛ لكن اين نقل قولها به تأييد دفتر حضرت آيتالله شهيد سيد محمّد صدر رسيده است .